ای سرزمین من ، هر جا که می روم مهر تو در غبار سپید ستاره ها در بیکران سرخ افق های دور دست یا بر ستیغ شامخ آن قله های سخت می خواندم به خویش .... ********** با عشقت ای بلند در بزم دلگشا و فروزان لاله ها یا در نگاه مست غزالان تیزپا در جام سبز و دلکش هر بیشۀ بلوط با بوسه های باد به لب های خشک لوت از خویش می روم کم کم بهار می رسد و دشت های سبز در موج سرخ و گرم شقایق شناورند آه ای بهشت روشن پندارهای من بر دیلمان و تالش و آن هگمتان پیر بر قلۀ سهند و بر آذرفشان او
برچسب:
نویسنده: حمید خلیلی
تاريخ: چهارشنبه
29 شهريور
1402 ساعت: 16:04